2024/4(April)/22
دوشنبه، ۳ ارديبهشت ۱۴۰۳

شهیـد احمد روشنی

متأهل (2 پسر و 2 دختر)

 

افتخار شهادت از خاندان نبوت و ولایت به پیروان آنان به ارث رسیده است. "امام خمینی (ره)"

زندگینامه

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید احمد روشنی در سال ۱۳۳۳ در یک خانواده مذهبی و کشاورز دیده به جهان گشود او اولین فرزند برای خانواده اش بسیارباازرش بودوبا آمدنش سکوت خانواده را شکست .در سال ۱۳۴۰ در سن ۷ سالگی در روستای یساقی شروع به تحصیل کرد و با وجود مشکلات مالی خانواده، تلاش مضاعفی را در کسب علم از خود نشان داد. و پس از گذراندن دوره ابتدایی برای ادامه تحصیل به شهرستان گرگان رفت و در سال ۱۳۵۲ موفق به اخذ دیپلم شد و در همان سال به کمک پدرش ازدواج و پس از چند ماه به خدمت سربازی اعزام گردید. در سال ۱۳۵۴ پس از اتمام سربازی برای کمک به پدرش در امور کشاورزی ۲سال در روستا ماند آنگاه در سال ۱۳۵۶ برای کار در یک شرکت راه سازی به تهران عزیمت کرد و از همان زمان فعالیت های سیاسی علیه رژیم ستم شاهی را آغاز کرد. دراوائل سال ۱۳۵۸به استخدام آموزش و پرورش شهرستان کردکوی در آمد و مشغول تدریس گردید. در همان سال به فرمان امام خمینی عضو بسیج شد وبا بسیج همکاری می کرد او با احساس مسئولیت در قبال مردم و جامعه در سال ۱۳۶۰ به عنوان عضو شورای اسلامی روستا انتخاب گردید و مشتاقانه به امور مردم رسیدگی می کرد در همان سال به منظور مبارزه با ایادی کفر به مدت ۶ ماه به جبهه مریوان اعزام گردید. در سال ۱۳۶۱پس از بازگشت از جبهه به سمت مدیر دبیرستان شهید بهشتی کردکوی منصوب شد. و در سال ۱۳۶۲بار دیگر به جبهه مریوان اعزام گردید. در سال ۱۳۶۴ مسئولیت پایگاه مقاومت روستا را عهده دار شد و همان سال به سمت مسئول گزینش اداره آموزش و پرورش منصوب گردید. در دی ماه همان سال با توجه به فرمان حضرت امام(ره)جهت تقویت جبهه ها ، به جبهه جنوب اعزام گردید و سرانجام در ۲۱ بهمن1364 به شهادت رسید .و از ایشان چهار فرزند، ۲پسر و ۲ دختر به یادگار مانده است . یادش گرامی و راهش پررهرو باد.

وصیت نامه
فرازهایی از وصیت نامه معلم شهید احمد روشنی

انقلاب اسلامی در طی مراحل تکاملی خود دشمنان داخلی را نابود کرده و دشمنان خارجی را مایوس کرده است . به همین خاطر دشمان اسلام برای نابودی آن دست بدست هم داداند تا بتوانند این انقلاب را شکست دهند که مهم ترین راه آن، همین جنگ است، که اگر خدای نکرده ما در این جنگ عقب نشینی کنیم آنچنان ضربه خواهیم خورد که تا قرن ها نتوانیم در مملکت مان اسم اسلام را ببریم، بر این اساس آگاهانه این راه را انتخاب کرده ام تا بتوانم انشاالله خدمتی کرده باشم .

پدرجان و مادرجان ، شما مرا بزرگ کردید و به این حد از رشد رسانده اید مرا به مدرسه فرستادید برایم زحمت های زیادی کشیده اید تا شما را در موقع پیری کمک کنم ، ولی چه باید کرد امروز اسلام در خطر است ما همه برای حفظ اسلام باید فدا شویم، درست است از دست دادن فرزند مشکل است ولی این همیشه یادتان باشد که این فرزندتان در راه اسلام رفته است و این برای شما افتخار است . همیشه در یادتان باشد که ما در راه امام حسین)ع(می جنگیم این جنگ، مثل جنگ امام حسین(ع) با یزید است، مثل جنگ حضرت علی )ع(با معاویه است. حال که اینطور است چرا انسان بی تفاوت باشد بی تفاوت بودن امروز به ضرر اسلاماست پدرجان و مادر جان اگر من شهید شده ام نباید گریه کنید و البته نمی شود برای داغ فرزند گریه نکرد ولی طوری نکنید تا دشمنان اسلام خوشحالی کنند. پدر جان و مادر جان اگر من شهید شده ام به کسی چیزی نگویید با مردم به خوش رویی رفتار کنید و این را باید بدانید که انسان رفتنی است چه بهتر که انسان در راه او برود. و اما تو ای همسرم از وقتی که با هم ازدواج کردیم بخاطر من سختی ها دیدید انشاالله که مرا می بخشید و از اینکه از شما جدا شدم و شما را تنها گذاشته ام مرا می بخشید اما یادتان باشد این سختی ها همه برای اسلام است ما باید برای اسلام از همه چیزمان بگذریم . اگر من شهید شده ام ناراحت نباشید و برای من گریه نکنید و از شما می خواهم همیشه به یاد خدا باشید شما تنها نیستید، همسران شهدا زیاد هستند و تنها انتظار من این است فرزندان مرا خوب تربیت کنید تا انشاالله در آینده افراد مفیدی برای اسلام باشند من شمارا از یاد نمی برم و همیشه به یاد شما هستم .

و اما فرزندان عزیزم جگر گوشه های من ، شما را خیلی دوست دارم و هیچ وقت این فکر را نکنید من شما را دوست نداشته ام و بفکر شما نبوده ام و به همین خاطر شما را تنها گذاشته ام دختر جانم خدیجه حرف مادرت را گوش کن اگر می خواهی از تو راضی باشم همیشه حجاب خود را به خوبی حفظ کن سعی بکن بیشتر قرآن بخوانی و به یاد خدا باشی و اگر من شهید شدم جمعه بر سر مزار من بیا و برای من قرآن بخوان. پسرهای عزیزم تقی جان و نصرت جانم برای شما هم سلام زیاد می رسانم ازشما می خواهم انشالله وقتی که بزرگ شدید بی تفاوت نباشید مسلمان متعهدی باشید تا بتوانید برای اسلام مفید باشید از شما می خوام هیچ ناراحت نباشید و انشالله اگر بزرگ شدید راه مرا ادامه دهید.

خدمت برادران عزیزم، صمد،یدالله،عبدالله سلام زیاد می رسانیم و از خداوند بزرگ مسئلت دارم بشما توفیق دهد تا به اسلام و مسلمین خدمت کنید و من شما ها را خیلی دوست می داشتم و الان هم دوست دارم واز شما ها می خواهم پدر، مادر و همسر و فرزندانم راتنها نگذارید سعی کنید به خانه ما سر بزنید و مشکلات خانه ما را رفع کنید و تقاضای دیگر من این است که مقلد امام باشید و حرف امام را گوش کنید و به احدی اجازه ندهید تا کوچک ترین حرفی به امام و انقلاب بگوید و اگر خواست حرکت بدی انجام دهد جلوی آنرا بگیرید و به کسی که خبر شهادت من را می دهد چیزی نگویید برای خواهران عزیزم سلام زیاد می رسانم و از آن ها می خواهم حضرت فاطمه زهرا )س) و زینب کبری(س) را الگوی خود قرار دهید و از اینکه فرصت نکردم از آن ها جداگانه خداحافظی کنم مرا می بخشید. و اما چند تذکر:

۱- موقعی که در منطقه خودم بودم فرد بی تفاوتی نبودم و در صحنه بودم و با اجتماع سروکار داشتم . افرادی بودند که با من مقداری اختلاف نظر داشتند وممکن است پشت سر من به منتوهین کرده باشند که کرده اند ،از شما تقاضا دارم که با این افراد کاری نداشته باشید و راضی نیستم بخاطر اختلاف نظر های من با مردم برخورد داشته باشید .ما همه مقلد امام هستیم و انشالله همینطور می ماند.

۲- بعد از من پدرم سرپرست خانواده مناست و می تواند برای همسر و فرزندان من تصمیم بگیرد و کسی دیگر حق مداخله در زندگی من را ندارد و از همسر و فرزندانم انتظار دارم که هرکاری می خواهند انجام بدهند با صلاح دید پدرم انجام دهند.

۳- و از برادران خودم مخصوصا یدالله و عبدالله انتظار دارم که به فرزندان من درس بدهند و آنها را تنها نگذارند و از فرزندان خود انتظار دارم که به حرف برادران من گوش کنند.

۴- مبلغ یک هزار تومان سهمامام بدهکار هستم از پدر می خواهم که این مبلغ را از پول من دریافت کند.

۵- این انقلاب انقلابی است که زمینه ساز انقلاب مهدی(ع( می باشد از همه انتظار دارم به خصوص پدرومادر و همسر و فرزندان ، برادران و خواهران و پسر عموهایم و تمام فامیل ها انتظار دارم که انقلاب را تنها نگذارند و به فرصت طلبان اجازه ندهند که به امام و انقلاب توهین کنند راستی یادم رفت برای دختر کوچکم ساره سلام زیاد می رسانم.

۶- از پدر و مادر عزیزم و برادران و خواهران عزیزم و همسرو فرزندان عزیزم تقاضا دارم که زندگی پیامبر اکرم )ص( و امامان بخصوص حضرت علی)ع( و امام حسین )ع( را مطالعه کنید و آنها را الگوی خود قرار دهید و همیشه گوش به فرمان نایب امام زمان )ع ( یعنی امام خمینی باشید امروز اسلام مجسم ، الگوی مسلمانان، حضرت امام خمینی است و کسانی که به روحانیت مبارز توهین می کنند و مسخره می کنند اصلا صحبت نکنید و رفت آمد نداشته باشید و با آنها همکلام نشوید. همیشه قرآن و دعا بخوانید و خود را بسازید و خود را مذهبی بسازید تا بتوانید در جامعه مثمر ثمر باشید از همسرم می خواهم که راه من را ادامه دهد و از اینکه در این راه رفته ام سستی به خود راه ندهد از فرزندان خودم خدیجه و ساره می خواهم که حضرت زینب کبری )س( و فاطمه زهرا)س( را الگوی خود قرار دهید و ازپسران خودم می خواهم تا می توانند خود را بسازند و خودسازی کنند. پدر عزیزم می دانم روزی که می خواستم بیایم واقعا ناراحت بودید از شما می خواهم وقتی شهید شدم ناراحت نباشید وسرافراز باشید. با برادران حزب الهی بخوبی برخورد کنید با آنها برخورد بد نکنید. برادران عزیزم صمد و یدالله و عبدالله، من از شما انتظار دارم که راه من را ادامه دهید و از اینکه شهید شده ام سست نشوید و اگر مسئول در اجتماع شدید همه مردم را به یک چشم نگاه کنید البته در تعیین صلاحیت افراد حتما تقوی و ایمان و اخلاص را ملاک قرار دهید.

۷- اگر توانستید مرا در کنار قبر عمویم مرحوم حاجی نوروز علی روشنی دفن کنید.
۸- اگر اسم بعضی از دوستان را نیاوردم عذر می خواهم.
خداحافظ پدرو مادر عزیزم
خداحافظ همسر و فرزندان عزیزم
خداحافظ برادران و خواهران عزیزم
خداحافظ اقوام خودم



مراسم دو شهید: شهید محمد روشنی و شهید علی پاسندی (حضور شهید احمد روشنی در تصویر، ایستاده در سمت چپ)

مراسم دو شهید: شهید محمد روشنی و شهید علی پاسندی (حضور شهید احمد روشنی در تصویر، ایستاده در سمت چپ)