2024/5(May)/23
پنجشنبه، ۳ خرداد ۱۴۰۳

شهید سید اسماعیل مفیدی

زندگینامه

بسیجی مخلص و مظلوم شهید گرانقدر اسماعیل مفیدی در سال ۱۳۴۶ در یک خانواده مذهبی ومتوسط در روستای یساقی از توابع شهرستان کردکوی دیده به جهان گشود. عظمت روح و ایمان این نوجوان بسیجی آنقدر بزرگ و پر ارزش می باشد که به هیچ وجه نمی توان آنرا با قلم نارسا نگاشت ولی به لحاظ ثبت ارزشها و فداکاریهای این عاشقان اسلام در دفتر تاریخ این چند سط نوشته می شود.

شهید عزیز سید اسماعیل مفیدی به لحاظ تیزهوشی و ذکاوت خاص خود تا دوره دبیرستان ادامه تحصیل داده بود ولی به لحاظ تقویت جبهه ها ودفاع از ارزشهای انقلاب اسلامی و دفع دشمن ستمگر و خائن از مرز و بوم ایران اسلامی ودفع تجاوز رژیم بعث عراق در چندین نوبت عازم جبهه های حق علیه باطل شد و سرانجام در تاریخ 1363/5/2 در منطقه جنوب کشور به فیض شهادت نائل گشت. (قبل از آن چند نوبت در منطقه غرب کشور حضور بهم رسانید) پاکی و صفای این فرزند اسلام آنقدر زیاد بوده که برای همه اعضاء خانواده و فامیل و دوستان و آشنایان زبان زد و از محبوبیت خاصی برخوردار بود. هرگاه در مجلسی شرکت می نمود سعی داشت که با لبخند و گفتن مطالب خوب دیگران را وادار به خنده و شادی نماید. علیرغم سن کم و مشکلاتی را که در این مدت کوتاه عمر تحمل نموده بود ولی هیچگاه مشکلات و گرفتاریها بر او غلبه ننموده و او همیشه با استقامت و شجاعت و صبر و حوصله برسختی های روزگار فائق می گشت و به آینده بسیار امیدوار بود و به همین لحاظ به درس و تحصیلات در کنار جبهه و دفاع مقدس توجه می نمود و هر مطلب را با یک بار خواندن در فکر خود جای می داد. افسوس که دشمن پلید و خائن این گلهای معطر را خیلی زود از گلستان باغ محمدی پرپر نموده اند .او علاقه وافر به مجالس و محافل مذهبی و سیاسی داشت و بلا استثنا با توجه به سن کم خود بدون اغراق در کلیه این گونه مجالس شرکت می نمود. او پاک و بی ادعا بود ، بی مورد لب به سخن نمی گشود و به هیچ وجه به دیگران آزاری نمی رساند به زیر دستان و تهیدستان کمک می کرد و جسم و روح خود را وقف مردم می کرد. یادش گرامی باد.

وصیت نامه

مادرم و برادرانم و خواهرانم اگر منشهید شدم برای من گریه نکنید چرا من از آن فرزند ۶ ماهه امام حسین)ع( بالاتر نیستم. اگر منشهید شدم مرا در مزار روشن آباد کنار قبر پدرم دفن کنید از شما اهالی محترم یساقی تقاضا می کنم که مسجد و پایگاه بسیج و انجمن اسلامی را خالی نگذارید. جماران این یگانه اسوه تاریخ این ابرمرد دنیا را تنها نگذارید او بود کهما را به این هدف الهی رسانید و ما را از فساد نجات داد. من برای رضای خدا به جبهه رفتم.

هیچ قطره ای درمقیاس حقیقت ودرنزد خدا از قطره خونی که در راه خدا ریخته شود بهتر نیست ما در راه اسلام بایدازاین شهدا بدهیم. "امام خمینی "