2023/9(September)/22
جمعه، ۳۱ شهريور ۱۴۰۲

شهید سید کاظم حسینی

زندگینامه

او در یکی از روز های شهریور سال 1345 چشم به جهان هستی گشود. پدر و مادر به میمنت این مولود پاک و به عشق نام آل علی (ع) بر او نام کاظم نهادند تا پیرو راستین اسلام ناب محمدی(ص) باشد . کاظم در یک خانواده متوسط زندگی می کرد و تا مقطع راهنمایی مشغول به تحصیل بود که عطر ایثار وشهادت سراسر وجودش را فراگرفت و توانست با عزم راسخ به مرحله آموزش نظامی راه پیدا کند . که بعلت سن کم از حضورش در جبهه های نبرد جلوگیری گردید اما دیری نپاید که شور حسینی تاروپود وجودش را احاطه نمود و مجدداً با دستکاری شناسنامه به ندای پیر جماران لبیک گفت و عاشقانه به سوی جبهه ها شتافت و سرانجام پس از مدت سه ماه حضور عارفانه در میادین رزم در روز 1362/5/8 در منطقه عملیاتی جفیرشهید،و روح ملکوتیش تاب مقاوت برقفس تن خاکی را نداشت و به سوی عرش اعلی پروازنمود.

وصیت نامه

با عرض سلام به تمام خانواده، اقوام و دوستان. امیدوارم که پیرو اسلام وشهیدان باشید و ادامه دهندگان راه شهیدان که همان راه اسلام است من بخاطر اسلام عزیز که یک مکتب تکاملی است به این جبهه جنگ آمده ام . چون عزتوشرف مسلمین در گرو این جنگ است و امیداورم توانسته باشم در این کار قدمی برداشته و همواره برای حفظ اسلام فکرکنیم نه چیز دیگر و با این گروه های ضد اسلامی مبارزه و آنان را نابود کنیم در این لحظات آخر که قلم از روی کاغذ لغزید چند کلمه ای را لازم است توضیح دهم . حرکت کردن و آمدن به جبهه تنها وتنها بخاطر این است که اسلام در خطر است و برای صیانت آن حرکت خود را الزام می دانستم و چون رضای خدا را دراین می دیدم حرکت کردم . آن رضایی که روز عاشور حسین(ع) آن را در ک کرد و ندا سرداد و حرکت کرد و امروز رهبر ما امام خمینی آن را فهمید و ندا سرداد خدا خودمی داند که الان احساس می کنم در حال رفتن به سوی اویم، و بهترین و لذت بخش ترین لحظات تمام عمرو زندگیم همین لحظات است .زیرا یک انسان گناه کار و. شرمنده و بی نهایت کوچک به سوی معبود و رب خود عروج می کند و بالا می رود. خدایا ای کاش هزاران جان داشتم که برای تو ودر راه امام خمینی )ره)که همان راه اسلام عزیز است می دادم. و اما پدر و مادرعزیزم میدانم که هرپدرو مادری آرزودارند که فرزندانش نزد خودشان باشند و از آنها دور نشوند ولی امروز باید آرزوهای ما جهت دیگری پیدا کند و آن تقویت اسلام باشد و وقتی که پای مسئولیت الهی پیش می آید خودتان هم باید قبول داشته باشم که دستور خدا باید اجرا گردد.امروز حفظ اسلام واجب است. پدر و مادرم خون من وجان من کمتر از آن است که بتوانم با خدای خود معامله کنم در این میان به یک واسطه خوب احتیاج دارم آن واسطه چه کسی می تواند باشد؟ چه کسی مهمتر از روح خدا خمینی بت شکن.

برادران و خواهران من از میان شما رفتم تا به یدار همیشگی خود برسم در خاتمه از تمامی دوستان و آشنایان طلب آمرزش می کنم و از آنها می خواهم که همیشه به دنبال امام حرکت کنند .به همین فعالیت نسبی اکتفا نکنند و فعالیت بکنند مخصوصا در مساجد و به که راستی مسجد سنگر است بایستی آن را حفظ کرد. خدایا رضایت را در این دیدم که به جبهه بیایم .خدایااگر رضایت تو شهید شدن است مرا ببر واگررضایت تو درماندن من است مرا نگهدار و متوجه ام باش .برادرانم شما اسلحه خونینم را از زمین بردارید. وتا پیزوزی نهایی راهم را ادامه دهید. خواهرانم شما هر هفته به دعا توسل و کمیل که در مسجد پایین برقرار است بروید و شرکت کنید امام را تنها نگذارید .

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار