2024/4(April)/22
دوشنبه، ۳ ارديبهشت ۱۴۰۳

شهید غلامرضا میر

زندگینامه

غلامرضا میر فرزند عباس در فروردین ماه 1341 در خانواده ی متوسط جامعه متولد شد. وی زندگی گرانقدرش را در خانواده مذهبی در روستای زارع محله آغاز نموده و در دامن مادری که عاشق خاندان اهل بیت عصمت وطهارت (ع)بوده پرورش یافت .دوران ابتدائی رادر روستای زارع محله به پایان رسانیده وپس از آن به همراهخانواده به روستای یساقی عزیمت نمده است وتحصیلات خود را تا پایان راهنمائی به پایان رسانیده بود. پس از پیروزی انقلاب اسلامی از اعضای فعتل پایگاه بسیج شهید رجائی پیشین کلاته بود ودر محافل ومراسمات سیاسی ومذهبی در بسیج حضور فعال داشته تا زمانیکه برای گذران دوران مقدس خدمت سربازی به منطقه جنگی اعزام شده وضمن انجام فعالیت زندگی وتامین امرار معاش به خانواده خود کمک می کرد ودر نهایت شهید جاوید الاثر در شب 22 ماه مبارک رمضان سال 1361 در عملیات رمضان در شلمچه خرمشهر به درجه رفیع شهادت نائل گشته که تا کنون پیکر پاکش به آغوش خانواده وامت حزب الله رجعت ننموده است.

وصیت نامه

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عندر بهم یرزقون سوره ی آل عمران آیه 169

هرگز گمان میبرید آنها در راه خدا کشته شده اند مردگانند آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند.

ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص سوره صف آیه4

انالله و انا الیه راجعون ، ما ازسوی خداآمده ایم و بسوی او برگردانده میشویم: سوره بقره آیه 156

بنام خداوند در هم کوبنده کاخهای ستمگران و منافقان و درود بر شهیدان کربلای حسین (ع)

سلام بر یاران با وفای حسین و سلام بر امام امت ابراهیم بت شکن و حسین زمان امام خمینی حامی مسلمین و مستضعفان جهان ، درود بر یاران با وفای امام خمینی درود بر تمام شهیدان گلگون کفن کربلای ایران ، سلام بر عاشورای حسین

برادران، خون شهدای صدر اسلام از هابیل تا کربلای حسینی و از کربلای حسین (ع) تا کربلای جنو ب و غرب ایران صدایم می زند که برادر چرا نشسته ای چرا به صدای هل من ناصر ینصرنی امام پاسخ نمی دهید وظیفه خود دانستم که در این راه قدم بگذارم خداوندا توشاهد باش که این سخنان را در این میدان خون و شهادت می نویسم به این امید که خون بی ارزش من این نوشته را به خواهران و برادرانم برساند ای امام ای فرزند پاک فاطمه بدان که فرزندان تو با عمل و گوش به فرمان تو سرباز جانباز تو بوده و خواهند بود با نیرو گرفتن از پیامهای روحبخش امام امت نیرو می گیرند و تا آخرین قطره خون به فرمان رهبری و فرماندهی امام امت خواهیم بود.

از تمام برادران و دوستان خود می خواهم که بعد از شهید شدن من به پدر و مادرم تبریک بگوئید نه تسلیت و برای آنها از خدا طلب صبر کنند.

ای امت مسلمان ، ای پوینده گان راه اسلام، امام را دعا کنید امامی که وجودش انسجام بخش اسلام و توده اعظم امت اسلامی و مستضعفین جهان می باشد ، رهبری که پیام و کلامش مانند خونی است که درپیکر اجتماع جریان می یابد من این راه را که با آگاهی کاملی از اسلام داشته انتخاب کردم با شناخت بوده ،راهی است که در آن راه باید برای استحکام بخشیدن نظام جمهوری اسلامی ایران از خون و جان مایه گذاشته و اگر در این راه افتخار شهادت نصبیم شده تنها به آرزوی خود رسیده ام زیرا اینکه رسالت مکتب ما چنین است ، این خون ثارالله است که تا به امروز اسلام را نگه داشته اگر خونی ریخته نشود و نهال اسلام باور نگردد. پس چگونه اسلام گسترش پیدا خواهد کرد . امروز در جهان تاریخ اسلام با جوهری خون رنگ و قلبی به قامت عزیزانی چون صفحه سفید کفن ها ی گلگون نگاهشته میشود شهادت برایم فصل سرخی است که تا از کتاب قرآن که معلمش حسین (ع) و کلامی کربلا و شاگرد انش همه انسانهای بیدار از کربلای حسین (ع) تا نینوای جنوب و غرب ایران که فرمود کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا.

برادران وخواهران عزیزم ما این انقلاب و دستاورد هایش را سهل و آسان بدست نیاوردیم انقلاب اسلامی ما در جهان بی نظیر است. به هوش باشیم که روح هزاران شهید پاکباخته بهشتی، با هنر رجائی، قدوسی ،مطهری و دیگر شهیدان این انقلاب، شهیدان این روستا بخصوص شهید مظلوم علی میاندره و شهید پاسندی و شهید روشنی و چشمان هزاران معلول و مجروح انقلاب به ماست که چگونه از این انقلاب الهی پاسداری کنیم به امید خدا که همگی ما در قبال خداوند و اسلام و خون این شهیدان احساس مسئولیت شدید خواهیم کرد و لحظه ای از پاسداری انقلاب غفلت نخواهیم کرد و اما شما ای خواهران و برادران حزب الله این شما هستید که باید همچنان یارو یاور این نعمت بزرگ الهی و این برکت خداوندی یعنی امام عزیزمان خمینی باشید بدانید که پیروزی از آن شماست و این وعدهِ خداوند است. برادران انتظاری که من از شما دارم اینکه در هر حال یارو یاور و همراه ولایت فقیه و در این زمان روح خدا این فرزند پاک پیامبر(ص) باشید و اسلحه ایی که از دست من افتاده شما بردوش بگیرید و با دشمنان خدا پیکار کنید و شما خواهران باید رسالت زینبی خود را در رساندن پیام خون شهیدان به ملل جهان انجام برسانید و همچون شیرزنان صدر اسلام بر جلوی منافقین و کافران که دشمن خدا و اسلام عزیز می باشند مقاومت کنید همچون زینب که در کاخ یزید بر علیه کافران فریاد رسای اسلام را سرداد باری صحبتی با پدر و مادر دارم برای من گریه نکنید که با گریه کردن شما دشمنان اسلام خوشحال می شود امام را دعا کنید. پدر جان امیدوارم مرا ببخشید چون فرزند نا لایقی برای شما بودم و از این که نتوانستم در پیری عصای دست تو باشم امیدوارم که مرا ببخشیدو مادر عزیزم من می دانم بلکه خودت بهتر میدانی که دوری فرزند بر والدین چقدر سخت است مادرم از این که بعضی مواقع با شما تند صحبت کردم مرا حلال کنید پدرجان به فامیل ها و بستگان بگو اگر روزی با آنها صحبتی تند کردم مرا طلب عفو قراردهند و باری به عمو ها و پسر عموهای عزیزم اگر از من بدی دیدید مرا حلال کنید.

سلام پدر جان حال پدر عزیزم انشاالله خوب است اگر هر چند که پسر با پدر خیلی همدیگر را دوست داشته باشند ولی پدرجان من برای اسلام و قرآن دفاع می کردم و خداوند سعادت شهادت را به من آموخت و باری پدرو مادرم برایم گریه نکنید برسر قبرم ناکام ننویسید بلکه نابودی شرق و غرب را بنویسید پدر عزیزم و مادر گرامی اگر روزی بیاید که به یاد من افتادید تنها خواهش من است که به انقلاب اسلامی فکر کنید چون فرزندت در این راه به شهادت رسید.

قدر عشق را بنازم که سرافرازم کرد
عاقبت عشق وطن بود که سربازم کرد
و در آخر از شما می خواهم که مسجد را خالی نگذارید طول عمر آن حضرت را بخواهید و در سر مزار من این شعار را بدهید:

مرگ بر آمریکا
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار از عمرما بکاه و به عمر او بی افزا.
پدر جان ، برادران من را طوری تربیت کنید که یارو یاور امام و مستضعفان باشند و دنباله رو امامان باشند.

و السلام