2024/7(July)/14
يكشنبه، ۲۴ تير ۱۴۰۳

شهید سعداللّه روشنی

زندگینامه

بسم الله الرحمن الرحیم

شهید سعدالله روشنی در سال 1341 در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود .دوران طفولیت را در این خانواده پشت سر گذاشت و سرانجام در سن 7 سالگی وارد دبستان روستای یساقی گردید . تا کلاس پنجم ابتدایی تحصیل کرد و سپس ترک تحصیل نمود و از آن پس به کار کشاورزی و دامپروری مشغول گردید به دلیل علاقه فراوان به کشاورزی و دامپروری پدرش تمام این امور را به او سپرد تابا تلاش بیشتر بتواند بهربرداری بهتری نماید. وی در این مدت سخت مشغول کار بود . تا اینکه در سن 19 سالگی سنت شریف پیامبر را جامع عمل پوشانید یعنی ازدواج کرد هنوز مدت 10 ماه از زمان ازدواج نگذشته بود که عازم خدمت سربازی شد پس از گذراندان دوره آموزش نظامی عازم جبهه گردید و مدت 4ماه در جبهه بود که از قسمت گردن و پا مجروح گردید مدتی که جهت درمان و بهبود سلامتی در منزل پدرش می گذراند بسیار بی طاقتی می کرد چرا که دوست نداشت رفقایش در جبهه بجنگند و او در منزل باشد بنابراین به طرق گوناگون وانمود می کرد که من دیگر خوب شده ام و می توانم باز عازم جبهه شوم وی در این مدت نصیحت پدر و مادر و برادران خودرا نیز به هیچ وجه گوش نمی کرد و به عنوان مثال بجای اینکه با دو عصا راه برود بدون عصا و با تکیه دادن به درو دیوار بدون عصا راه میرود . همین که از او می پرسیدند شما چرا به سلامت خود نمی اندیشی می گفت بگذار فکر کنند من خوب شده ام و زودتر مرا به جبهه ببرند همچنین با آن وضعیت دشوار به سختی سوار تراکتور می شد و می خواست بگوید که من سلامتی خود را بازیافتم و سعی در رفتن به جبهه داشت سرانجام با همان وضعیت سختی که از نظر جسمی داشت عازم جبهه شد و پس از گذشت 7ماه سرانجام در عملیات رمضان که در تاریخ 1361/5/1 واقع شده بود به درجه رفیع شهادت نائل گشتند.

وصیت نامه

به نام خداوند بخشنده مهربان که هستی بخش همه ما انسان ها خاکی می باشد اوبرای ماومابرای او انالله وانا علیه راجعون ،اینجانب سرباز وظیفه سعد الله روشنی وصیت نامه خودرا به خانواده ام تقدیم می نمایم با سلام با رهبر کبیر انقلاب که امید ما رزمندگان جبهه ها وتمامی مسلمانان ومحرومین جهان می باشد وبا سلام به پدر ومادر عزیزم که در آغوش گرم آنان پروریده ام وروزهای غم وشادی ام را که با مقرگذرانیده ام وبا زحمت هایی که آنان در این مدت 19 سال برای من با مشکلات انجام دادند ورساندند .آرزو وافتخار داشته که بتوانم درراه خدا و دینم و قرآنم ودر راه آزادی کشورم از گیر مزدوران خارجی ودر راه رهبر کبیر انقلابم که سالها در رنج وعذاب دژخیمان طاغوت زیسته بود قیام کنم که امید وارم چنین شده باشد .مادر عزیزم وای پدر گرامی تر از همه وجودم نمی دانم چگونه خوبی هایی که در حق این حقیر کوچک انجام داده اید جبران کنم وتنها هدیه ای که از من برای شما پدر ومادر عزیزم می گذارم هدیه شهادتم است که امید وارم خدا از شما قبول کندواین آرزوی سالهازندگی من می باشد که با اسلحه ایمانم وتفنگم را در دست گیرم و برقلب ستمگرانی همچون صدام ودیگر ابرقدرت ها ودیگر نوچه های آنان که در داخل نفاق راه می اندازند بجنگیم. سلام به همسرم که درزندگی صبروشکیبایی را پیشه خود کند وای پدر ومادر و برادرم، خواهرم راهی که من انتخاب کرده ام با چشم باز و ایمانی که داشتم انتخاب کرده ام و به آرزوی خودم رسیده ام.
خدا یار و نگهدار شما، فرزند شما

شهید سعداللّه روشنی

شهید سعداللّه روشنی

شهید سعداللّه روشنی

شهید سعداللّه روشنی