2024/4(April)/22
دوشنبه، ۳ ارديبهشت ۱۴۰۳

شهید علی میاندره

متأهل (1 پسر و 5 دختر)

زندگینامه

بسم الله الرحمن ارحیم

یا ایتها انفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی.

تاریخ مبارزات ملت مسلمان ایران پرازفراز و نشیب های فروان می باشد باید با درس گیری از آن پیروزیها در این مقطع از انقلاب اسلامی ما با تکیه بر مکتب وحی به مبارزات الهی خود ادامه دهیم به مبارزه ای ادامه دهیم که در راه قرآن قربانیها دادیم و مصیبتها کشیدیم قربانیهایی که هرکدام حیاتشان مایه حیات جامعه خویش بوده اند ومرگشان نیز احیاگر ارزشهای انسانی و الهی و زدودن آثار شرک و کفر و طاغوت بود. آری مردان خدا که براساس میثاقشان با خدا تا آخرین قطرات خونشان از درخت اسلام حفاظت کردند در دروان حیات عشاقی بودند که شمع مقدس وجودشان نورانیت را به جامعه عطا می کرد اما چه نوریکه مثل شمع سوخت ونورشان هنوز باقیست زیراکه این انوار جلوه هائی از نور خدا بوده اند و هم در شهادت و هم در تاریخ ، شهیدان گمنام و آشنایی بوده اند که جامعه ای را در سوگ خودشان نشانند همان هائی که زیستن و بودنشان در کنار آنها شادی وشور می آورد و عشق می آفریند وحیات می بخشد . اینک در جوار رحمت الهی می باشند و متصل به او هستند. روانشان شاد و راهشان پررهرو باد.

انقلاب اسلامی ما که به حق خود تاریخی دارد و تاریخ انقلاب می تواند دردها و رنجهای آن شهید را بگوید و یا بنویسد که در تمامی عمرش درد ورنج و محنت روزگاررا کشیده است در باره شهیدی که درد و رنج فقر را باگوشت و پوست وتنش احساس کرده چگونه ما می توانیم به عنوان عقب ماندگان کاروان شهادت مطالبی بگوئیم.

شهید علی میاندره به حق بنده خدا وعاشق معبودش و غرق در عشق خاندان عصمت و وطهارت بوده است این شهید ،خود درزندگی داستانی دارد که با گفتن آن داستان و زندگی باید درتثبیت و تحکیم خط وی وخط خدا بکوشید واما این داستان مطالبی است که برای سرگرمی و دانستن تاریخ گفته نمی شود بلکه داستانی است که باید متعاقب آن گفت )فاعتبروا یا اولی الالباب( داستانی که باید همراه خواندن آن اشک نه ، خون گریست و یا دیدیم که چگونه در سوگ از دست رفتن یارانش خون گریستند و راستی برسر وسینه می زنند که علی رفت.

شهید علی میاندره در سال 1328 در روستای یساقی در یک خانواده مستضعف پا به عرصه گیتی نهاد. او در خانواده ای زندگی می کرد که درد و رنج و زجر و نداشتن مادیت را معنا می کرد ، وبااین که پدراو کارگر بود وی را برای تحصیل به مدرسه فرستاد اما نظامی که بنیادش چپاول برجسمهای فقیران و مستضعفان استوار بود، امکان تحصیل را برای جامعه اماده نبود تاهمگان بتوانند به تحصیل ادامه بدهند و علی تا کلاس چهارم ابتدایی بیشتر نتوانست درس بخواند زیرا فقر در خانواده وی بگونه ای بود که لازم بود تا درکنار پدر کارگرش بکار مشغول شود تا تامین معیشت خانواده نماید و به کارگری مشغول شد اما هوش سرشار و استعداد خدایی او که در درون وی نهفته بود مانع از آن نشد تا از فراگیری علوم بی بهره بماند . این بود که عاشق کتاب هدایت شد و بسوی فراگیری قرآن رفت و در مکتب خانه با تمام توان در کسب معرفت پروردگار پرداخت و همواره کار می کرد و فراگیری قرآن راترک نمی کرد او همواره قرآن می خواند زیرا دریافته بود که تنها با تمسک به این کتاب است که می توان بر زندگی معنا داد تنها این کتاب است که می تواند ریشه های تمام نابسامانی ها رااصلاح نماید . او دریافته بود که چرا جامعه اسلامی با داشتن چنین کتابی به تعفن کشیده می شود وفقر و فلاکت و بدبختی دامن گیر آنها شده برای همین منظور دوستانش رابخواندن قرآن بسیار دعوت می کرد. با پول ناچیزی که جمع کرده بود یک ماشین شن کش خرید این ماشین بگونه ای بود که جزدرد سر چیزی برای او نداشت ولی با این شرایط شب وروز بکار مشغول بود و درهمین ایام بود که در امتحانات متفرقه شرکت کرد و در کلاس پنجم ابتدایی قبول شد ومتعاقب آن بعنوان خدمتگذار در آموزش و پرورش گرگان استخدام شد و اما از کار اصلی خود غافل نماند و درروستای خود جلسات قرائت قرآن و برگزاری دعای ندبه و فراگیری مسائل دینی دنبال می کرد. او بسیار اهل مطالعه بود و عشق فراوان به کتاب داشت و از بچه ها می خواست که به کتاب اهمیت دهند و با آنکه اواز نظر مدرک پنجم ابتدایی داشت ولی ازنظر علمی و آگاهی در سطح بالایی بود و براین اساس بودکه طبیبان واقعی جامعه را شناخت و دوای درد را از آنها می جست او دوای بی فرهنگی

،طاغوت زدگی و جهل را از آنها می خواست . آری شهید علی روحانیت را شناخت و راه خود را با آنها پیوند داد و می دانست که باید برای فراگیری قرآن با آنها تماس عمیق برقرار نمود وبرای همین منظور بچه ها راتشویق به رفتن حوزه علمیه می کرد وخود نیز عده ای را به حوزه علمیه فرستاد ودر کنار اینها به مبارزه با رژیم سیاه ستم شاهی پرداخت و دریافته بود که عامل به انحراف کشیدن نسل جوان ودردها و رنج ها ی جامعه این رژیم شاهنشاهی وابسته به کفر جهانی می باشد این بود که لحظه ای از مبارزه علیه طاغوت غافل نماد. جلسات مذهبی را گسترش داد و مسائل جامعه را برای جوانان مطرح می کرد و رژیم سیاه گذشته که قدرت دیدن این نیروها را نداشت وی را به ساواک برد ولی نتواستند مدارکی علیه وی بدست آورند و از وی خواستند که دست از مبارزه بردارد ولی شهید علی که شخصیت واقعی خود را در مبارزه برای خدا یافته بود بعد از بیرون آمدن از ساواک ایمانش به مبارزه علیه رژیم و براندازی آن محکم تر و میثاقش با پروردگار استوارتر گشت.

در دوران اوج گیری انقلاب اسلامی ایران شهید علی با دوستان دیگرش شهید علی پاسندی وشهید محمد روشنی ودیگر دوستان گرداننده راهپیمایی ها و تظاهرات در منطقه بودند و باهمکاری دوستانش در بسیج مردم و اوج دادن مبارزات در منطقه نقش اساسی داشتند و با پیروزی انقلاب اسلامی او درک کرده بود که باید بیش از بیش در بیداری مردم کوشید . این بود که به همراه بعضی از همرزمانش به ایجاد تشکیلاتی گسترده در سطح منطقه زدند و شروع به جذب نیروی های فعال روستاها کردند تا از این طریق بتوانند خط انقلاب اسلامی را درمنطقه حفظ کنند از مشخصات بارز شهید علی می توان به موارد زیر اشاره نمود :

1)فرهنگ: شهید علی به مسئله فرهنگ و نقد آن بسیار اهمیت می داد و می دانست تا فرهنگ جامعه متحول نشود و فرهنگ استبدادی زدوده نشود و فرهنگ استقلالی و اسلامی در جامعه عینیت بخشیده نشود امید به رهایی مردم نیست و با همین تفکر در آموزش و پرورش بسیار فعال بود در دورانی که به عنوان خدمتگذار مدارس بود مسئولیت آگاهی کودکان را به عهده داشت و در دورانی که در آموزش و پرورش شهرستان کردکوی به عنوان متصدی امور تربیتی انجام وظیفه می کرد او گم شده خود را در این سمت پیداکرده بود یعنی جایی که مسئولیت تربیت نسل جوان و نسل عظیم دانش آموزان راکه باید آنها را به گونه ای صحیح هدایت نمود او با تمام توان در این کار قدم برداشت در سخنرانی ها و اهدا ء کتابهای اصیل به دانش آموزان وهمچنین انجام برنامه های متنوع بسیار فعال بود بطوری که در تحول آموزش و پرورش کردکوی نقش موثری داشت شدیداً با افکار طاغوتی و غرب و شرق زده مبارزه می کرد و خود با همفکری دوستانش نقش موثری را به سپردن آموزش و پرورش به یکی از نیروهای خط امام داشت واز این زمان بود که به استخدام رسمی آموزش وپرورش در آمد و برنامه های خود را با قوت بیشتری ادامه داد.

2) حضور در مسجد: شهید علی سنگر واقعی جامعه را خوب یافته بود که قبل از پیروزی انقلاب وچه بعداز پیروزی انقلاب اسلامی تمامی فعالیتها و جلسات خود را در مساجد برگزار می کرد چون از یک صدای خوب ودلنشین برخوردار بود در مسجد به نوحه خوانی و مرثیه سرایی می پرداخت او درمواقع مختلف ومناسبت ها برای مردم با بیان شیوا و مطالبی عمیق سخن می گفت ودیدگاهش این بود که تمامی جلسات گروهی خود را بیشتر در مسجد انجام می داد.

3) ارتباط با روحانیت : شهید علی میاندره با شناختی که از روحانیت پیدا کرده بود آنها را طبیبان فکری و نجات بخش جامعه می دانست به همین خاطر شدیدا از آنها طرفداری وحمایت می کرد او به این درک رسیده بود که جدایی جامعه وقشر جوان و روشن فکر از روحانیت موجب سلطه فرهنگی وبدنبال آن، جنایتکاران برسلطه اقتصادی و سیاسی جامعه مسلط خواهند شد او با تمام توان برای مبارزه فرهنگی با اجانب ومکاتب فکری والحادی تلاش مظاعف می نمود ودوستان وهمفکران خودش را تشویق به این می نمود .

4) اعتقاد راسخ به ولایت فقیه : تنها رهبری را که بر آن تیکه می کرد ولایت فقیه بود و با خطوط انحرافی مبارزه مستمر داشت و درتقویت تحکیم نهادها و گروههای خط امام بسیار می کوشید و از آنها حمایت می کرد و از مرجعیت و خمینی بت شکن بعنوان ولی فقیه زمان پیروی می نمود و این تبعیت را تنها راه نجات جامعه می دانست.

5) متخلق به اخلاق اسلامی بودن : همانطوری که پیامبر اکرم (ص)فرمود: انی بعثت لاتمم مکارم االاخلاق شهید علی عامل تمام انحرافات جامعه بشریت را انحراف اخلاق اسلامی می دانست و خود نیز به راستی متخلق به اخلاق اسلامی بود هنوز برخورد های گرم و زندگی پیامبر گونه وی باعث عبرت و در س دوستانش می باشد جاذبه ای که شهید علی از طریق برخورد اسلامی داشت به گونه ای که زبان زد همه هم محلی ها ودوستان ورفقا بود

6) اعتقاد داشتن به تشکیلات وبرنامه ریزی : شهید علی به حقیقت ازبرزگان همچون آیت الله بهشتی ،مطهری و... درس آموخته بود که عامل شکست تمامی نهضت های اسلامی در صد ساله اخیر نداشتن یک تشکیلات اسلامی و گردآوری نیروهای معتقد به خط اسلام اصیل بوده است این بود که در تشکیل انجمن اسلامی روستا ی خود نقش موثری داشت و در اتحاد انجمن اسلامی روستا ها بسیار کوشید زیرا می گفت باید این نیروهای مومن رادریک تشکیلات واحد گردآورد وشهید علی علاقه و عشق فراوانی به تشکیلات حزب جمهوری اسلامی داشت واز این حزب دفاع می کرد و خود نیز در انجمن اسلامی روستا وهمچنین عضو شورای انجمن اسلامی معلمان بود او در این انجمن ها بسیار فعال واز خودخلاقیت واستعداد هایی را دراین دوانجمن بروز داده بود واز نظرات ودیدگاه او بهره برداری می شد .

7) عشق به خاندان عصمت و طهارت: عشق شهید علی میاندره به خاندان عصمت وطهارت از چیزهایی است که تمامی کسانی که با او آشنا بودنه اند از نزدیک با او رابطه داشتند این عشق را شدیدا احساس می کردند عشق به خاندان عصمت و طهارت که جلوه ای از عشق خدا بوده چنان در وجود او شعله ور گشته بودکه با شنیدن نام آنها از خود بی خود می شد و بر همین اساس زمانی که استکبار جهانی آمریکا جهان خوار وبه سرکردگی صدام نبردی که به انقلاب اسلامی وبه کشور خاندان عصمت وطهارت آغاز کردشهید علی براساس وظیفه شرعی ودینی خود راهی جبهه های حق علیه باطل شد و معتقد بود که باید با تمام وجود شر استکبار جهانی را ازاسلام وانقلاب اسلامی دفع نمودزیرا اسلام بایددر این نبرد پیروز گردد واستکبار جهانی را سر جای خود نشاند برهمین اساس دو بار به جبهه های حق علیه باطل اعزام گردید ودر اعزام دوم در عملیات بزرگ فتح المبین به اتفاق سه تن از رفقای دیگر (شهید علی پاسندی ،محمد روشنی ورحیم غضنفری ) شرکت نمود ودر منطقه عملیاتی رقابیه هر 4تن به فیض شهادت نائل گردیدند وشهادت او آن چنان اثری در جامعه ما بوجود آورد که شاهد بودیم در تشییع جنازه این شهید برزگوار که بزرگ ترین تشیع جنازه منطقه محسوب می شد چگونه مردم به سر وسینه می زدند و از وی تجلیل جانانه کردندواز آن زمان به بعد که سالها از شهادت این شهید می گذردمردم روستا یساقی هر ساله یادواره هایی را به یادبود شهیدان روستا به ویژه این شهید برگذار می نمایند ویادشان را گرامی می دارند وآموزه های این شهیدان را برای مردم بازگو می کنند یادش گرامی وراهش پررهرو باد.

از سمت راست: شهید علی میاندره، حاج علی اکبر پاسندی، سید حاج کاظم مفیدی و شهید صاحب علی پاسندی

از سمت راست: شهید علی میاندره ، حاج علی اکبر پاسندی

از سمت راست: شهید محمد روشنی ، شهید علی میاندره

شهید علی میاندره، شهید محمد روشنی، شهید علی پاسندی و شهید مهدی غضنفری



کانال تلگرام شهید علی میاندره